|
براي تو صدها نام ذكر كرده اند...
خالق ، مبين ، ذوالجلال و الاكرام ، غافر ، تائب ، محبوب ، ستارالعيوب...
اما از زماني كه به ياد دارم ستارالعيوب بودنت نجاتم بخشيده وگرنه من تاكنون... .
برايم يك ستارالعيوب وصف ناشدني بودي و هستي كه حتي لحظه اي از من دريغش نكردي...
به من آموختي مانند خودت باشم و از بدي هايم به كسي حرفي نزنم...
دوستم داشتي و دوستم داري كه نمي خواستي و نمي خواهي كسي چيزي بفهمد...
صدايت را خوب به ياد دارم كه گفتي "بين خودمان مي ماند..." تا از اضطراب گناهم كاسته شود... و به آغوش هميشه بازت بازگردم...
چه ستارالعيوب مهرباني... هيچ به ياد ندارم كه زشتي گناهم را به رخم بكشي و مرا به واسطه كرده ها و نكرده هايم به سخره بگيري...
هيچ وقت دست رد به سينه ي نيازم نزدي با اينكه مرا خوب مي شناختي...
گاهي فكر مي كنم اگر ستارالعيوب نبودي چه مي شد...؟
يا انگار اينگونه بگويم بهتر است: اگر ستارالعيوب نبودي چه ها كه نمي شد...
اينك اين بنده ات را ببين...
سنگيني سال ها گناه را بر دوشم به خوبي احساس ميكنم...
توشه ي احسانم بيش از آنچه كه فكرش را بكني خالي ست...
و عرق شرم بر پيشاني ام...
چه صبري داري...
من خود نيز از خودم خسته ام... نا اميدم... اما تو انگار هنوز هم روزنه ي اميدي مي بيني كه اينگونه در انتظاري كه به سويت برگردم...
دستم را بگير اي ستارالعيوبم كه به دوش كشيدن اين همه گناه ديگر رمقي برايم باقي نگذاشته...
حتي تواني براي باريدن بر درگاهت...
پ ن: یه سری بزنید به: http://www.israel-vs-palestine.com/gz/
|